درس و مریضی
من امروز تجربه جدیدی یاد گرفتم چون مریض بودم. تجربه من این بود که اگه هم که مدرسه نرفته باشم و مریض هم باشم مهم نیست فقط باید استراحت کنم و چیزهای مقوی بخورم مثل سوپ، هویج، میوه و انواع غذاهای مقوی دیگری بخورم. اگر چه شما هم مثل من مریض شدید همین کار را بکنید و هله هوله نخورید مثل چیپس و پفک و لواشک و پاستیل. اگه حرف من را بتونند مامان و باباتان برایتان بخونند یادتان بماند حرف من را. اگر یهویی دیدین که دارین به هله هوله وقتی مریضین نزدیک می شوید یادتان به حرف من بیفتد. اگر حرف من را یادتان رفت دیگر ممکن است که بخواهید دارو بخورید مثل شربت، قرص، کپسول، آمپول و چیزهای دیگری بخورید که من ممکن است ندانستم. اگر می دانستم حتما به شما می گفتم؟
حتی دلم برای معلم ها و دوستام تنگ شده بود اما با این حال نرفتم پیش دبستانی تا زودی خوب شوم. اگر می رفتم ممکن بود خوب نشوم و آمپول بزنم.





![]()
![]()


درس و مریضی
