یک شعر که من به خدا نامه کرده ام
یک روز توی آسمان پروانه ای دیدم
پروانه را با دختری دیدم
دختری که همه جا پر می زد و می رفت هوا
هی میومد روی زمین هی می پرید توی هوا
خدای مهربان آفریده بود آن را
که توی هوا هی پر می زد
ای خدا هروقت که این پروانه میرفت ز دست کارهام
پروانه ها را میدید که توی هوا پر می زدند
همیشه روی زمین همیشه دور و بر ما آن دختر رو میدید
همیشه دیده بودم همیشه چی می بودش
همیشه نام اونم روی لبم صفا می ذاشت
اسمش چی بود؟ اسمش چی بود؟
اسمش خدای مهربون
خدا که ما را آفرید
خدا که ما را دوست داشت
همیشه دنبالمون
همیشه توی هوا میومد و پر می زد
که همه چی رو خبر داشت
وقتی که آن خدای ما رفته بودش روی هوا
یه روزی هم نمی مرد بلکه اون همیشه بود
اما وقتی که ما هستیم
اما وقتی که دنیا، سیاره ها
می رفتن توی آسمان می افتادن روی زمین
خدای ما را کی دیده بود؟
خدا هیچوقت مرگ نداره
خدا هیچوقت قهر نداره
خدا همیشه بوده توی قفس سینه توی قفس سینه
هر وقت که اینجا توی قلب ما می شنویم یک صدا
ای خدای مهربان
ای خدا من چه کنم وقتی که مرده ام
وقتی که رفتم آن بالاها دیده بودم خدا را
خدا چقدر پروردگاره خدا چقدر آروم و خوبه
خدا همیشه مواظب ماست خدا همیشه عالم ماست
خدا چی را آفریده؟ خدا همه چی را آفریده
خدا ستاره، سیاره
همیشه روی زمین همیشه توی هوا داره چیزای مختلف میسازه
اکنون دیدم این رویای خوب
آن رویا چی بود؟ آن رویا چی بود؟
اکنون آن رویا مال بنده هاست
که روی زمین صلح پیدا شد
اما ما عمر داریم
وقتی که مردیم می ریم به عالم دیگری
اکنون همه ی ما رفته بودیم توی آسمان
اکنون رفتند روی آسمان های قدیم
اکنون که ما را روی سیاره دید
همیشه روی باغ های بهاری
چه می دیدیم و چه می روییدیم
همیشه توی هوای دلنواخت
همیشه همیشه خدا را پس سپرده ( معنی: خدا همیشه ما را پس نمیاره روی زمین، پس می بره به یه عالم خیلی بهتر)
خدا آن ور دنیاست خدا عمر ماهاست
خدا همیشه توی قلب ماست
آه خدا همیشه مواظب ماست
خدا همیشه پیش ماست
وقتی که رفتم توی دنیا آدم ها را ندیده بودم
این طفل را طفلی که آدمیزاد زاییده بود
وقتی که رفت روی هوا آن طفل هم روی هواست
صدای ما:
" خدا امید ماست "
الحان ٢٦/٣/١٣٩٠
( این شعر را الحان گفته و مامان شیوا تایپ کرده و بعد الحان تصحیح کرده است.)

یک شعر که من به خدا نامه کرده ام 
