قصه من و پری کوچولو
قصه من و پری کوچولو یک روز من و پری کوچولو توی خانه تنها بودیم پری کوچولو گرسنه اش بود او به من گفت نرگس جون من گرسنه استم من به او گفتم من از کجا غذا بیارم وقتی مامانم آمد بهت میدم پری کوچولو پشت کرد به من و من فهمیدم که او با من قهر کرده است من به او گفتم مادرم الاناست که برسد همان موقع مادر زنگ زد درررررم درررررم من در را باز کردم دیدم مادربا دست خیلی خیلی پر آمده است یه جعبه کبریت یه نمک یه بسته شکر با یه بسته ان...
نویسنده :
الحان بذرافکن
1:51
درس و مریضی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso...
نویسنده :
الحان بذرافکن
1:50

