لبخند الحان

English Alhan

  I am Alhan I am 7 I am big Next year I have a baby duck Next week go to the north My mom makes a big car My dad and 2 grand dads are very  very kind My mom and 2 grand moms are very very kind My uncles are very very kind   I have 2 aunts My aunts are very very kind My cousin is baby I like and like and like mom and dad ...
8 شهريور 1390

یک شعر که من به خدا نامه کرده ام

یک روز توی آسمان     پروانه ای دیدم پروانه را با دختری دیدم دختری که همه جا پر می زد و می رفت هوا هی میومد روی زمین    هی می پرید توی هوا خدای مهربان آفریده بود آن را که توی هوا هی پر می زد   ای خدا هروقت که این پروانه   میرفت ز دست کارهام پروانه ها را میدید که توی هوا پر می زدند همیشه روی زمین  همیشه دور و بر ما آن دختر رو میدید همیشه دیده بودم   همیشه چی می بودش همیشه نام اونم     روی لبم صفا می ذاشت اسمش چی بود؟      اسمش چی بود؟ اسمش خدای مهربون خدا که ما را آفرید خدا ...
31 خرداد 1390

بدون عنوان

من مامانم را دوست دارم و من بابام راهم دوست دارم خیلی خیلی بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس ...
17 خرداد 1390

خاتره ی من

یک روز من رفتم پارک وقتی که رفتم پارک شب بود تو پارک من با یکی دوست شدم دوستم رفتیم سر سره بازی دوستم گفت: من میرم روی لبه ی سرسره تو هم بر توی سرسره من هم قبول کردم و رفتم و سر خردیم داشتیم که سر می خردیم منو دوستم افتادیم من پام زخم شد اما او پاش زخمی نشد او  ماند امامن نماندم اما یک چیزه خوب داشت اینبود او با پدر بزرگش آمده بود اما من با پدر ومادرم   ...
19 ارديبهشت 1390

Alhan

I am Alhan       I am 6 . I make a kite . I have many dolls . I have a big doll . I have many bags. Do you have many bags? I have a baby doll. I have a big cake. Do you have a big cake?                                                     finish story ...
4 ارديبهشت 1390